کانون ادبی رازینه

شعر معاصر افغانستان

کانون ادبی رازینه

شعر معاصر افغانستان

کانون ادبی رازینه
دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
بایگانی
آخرین مطالب

غزلی از نورمحمد فراندیش

دوشنبه, ۶ ژانویه ۲۰۲۵، ۱۱:۰۰ ب.ظ

با اشک مادر کوله‌‌‌ی امید می‌بندم

باشد که غم‌ها تا کجاها می‌کشانندم

به لطف تاریکی شب‌ها رد شدم از مرز

به پاس تیری که خطایم کرد خرسندم

با یک نگاه از دور میدان انتخابم کرد

ذهنم سر چی چانه می‌زد؟ 

-آخرش چندم؟! 

آری من انسانم خوراکم غصه‌هایم هست

به اعتقاد خویش به نان سخت پابندم! 

از دست‌هایم از بیابان‌ها نمی‌ترسم

ایمان به بارانِ جبین، حسی خوشایندم

دیشب کلنگم باز کابوس مرا می‌دید

قبری که پای داربست این‌بار می‌کندم

بالابر سیمان کمردرد مرا دارد! 

همدرد باید خواند او را نه همانندم

بالابر سیمان و من دو ظاهرا دل‌خوش 

او به نوازش‌های اُستا، من به لبخندم! 

شیب جهان را با تراز سطح می‌سنجم

از هر سرانگشتم هنر دارم هنرمندم! 

کی می‌توانم نامه‌هایش را بسوزانم

نرگس به جان چشم‌هایش داده سوگندم! 

کتری چایم می‌نویسد شعرهایم را

روی خوشی هم دیده از من خَلته‌ی قندم

خیر است دستم بسته مانده، مادرم می‌گفت

باید توکل کرده باشم بر خداوندم! 

دیروز عکسی را فرستادند، اشکم رفت

-نام خدا مردی شده در خانه فرزندم

خیره به عکس از دا

—ربست 

                  

                              آزا/اد...

                                    

                          

          شد  پا / یم: 

           

با داربست و اشک مادر چیست پیوندم(؟!) 

 

 

نورمحمد فراندیش

 

  • کانون ادبی رازینه

شعر افغانستان

غزل

نورمحمد فراندیش

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی